تبلیغات
دعوت به تنهایی - جولیا پتا ، زنی که بعد از مرگ جسدش نپوسید
برای مشاهده هر پست، روی آن کلیک کنید تا محتوای آن پست به نمایش درآید

جولیا پتا ، زنی که بعد از مرگ جسدش نپوسید

نویسنده: جنیفر
سه شنبه 15 دی 1394 ساعت 11:50 ب.ظ مشاهده مطلب نظرات

ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ " ﺟﻮﻟﯿﺎ ﭘﺘﺎ " ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺷﺖ !!

6yyf_1003392_986292831464124_5274616104413823862_n.jpg

ﺟﻮﻟﯿﺎ ﭘﺘﺎ ، ﺩﺭ ﮊﺍﻧﻮﯾﻪ ﯼ 1921 ﺩﺭ ﺳﻦ 29 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﻮﺯﺍﺩﯼ ﻣﺮﺩﻩ
ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ .
ﺟﺴﺪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﻭﺱ ﺩﺭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻭﻧﺖ ﮐﺎﺭﻣﻞ ﺩﺭ ﺷﯿﮑﺎﮔﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ .
ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻣﺪﺕ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﻪ ، ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺘﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ
ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﺘﺎ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺎﺧﺬﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﯼ ﻧﻮﻩ ﯼ
ﺑﺰﺭﮒ ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺑﻮﺳﻬﺎ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﻮﺱ
ﺁﻧﺠﻠﺲ ﻧﻘﻞ ﻣﮑﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﮔﺶ ﺑﯿﻦ ﺷﯿﮑﺎﮔﻮ ﻭ ﻟﻮﺱ ﺁﻧﺠﻠﺲ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ
ﺩﺍﺷﺖ .
ﺷﺶ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺘﺎ، ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﻣﺠﻮﺯ ﻧﺒﺶ ﻗﺒﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ . ﺳﭙﺲ ﮔﻮﺭ ﺭﺍ ﻧﺒﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ،
ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ﺟﺴﺪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ
ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﺍﺯ ﭘﺘﺎ ﻋﮑﺴﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ
ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ .
ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻓﯿﻠﻮﻣﻨﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻮﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺒﺶ ﻗﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ،
ﮔﺮ ﭼﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﭘﺘﺎ، ﻫﻨﺮﯼ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺷﺪﻩ
ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﻥ ﭘﺘﺎ ﺑﺎ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻧﭙﻮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ، ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ،
ﺩﻩ ﺳﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺗﻄﻬﯿﺮ ﻣﺮﺩﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺗﻄﯿﺮ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﺗﺎﺑﻮﺗﯽ
ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺑﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺠﺰﯾﻪ ﯼ
ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺘﯽ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﭘﺪﯾﺪﻩ ﯼ ﺑﺪﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﻟﻬﺎ،
ﺣﺘﯽ ﺩﻫﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻧﺎﺩﺭ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻧﺒﺶ ﻗﺒﺮ ﺁﺑﺮﺍﻫﺎﻡ ﻟﯿﻨﮑﻠﻦ، ﺳﻮﻻﻧﻮﺱ ﮐﯿﺴﯽ ﻭ ﺍﻭﺍ ﭘﺮﻭﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻫﯿﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ،
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺘﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ: ﺍﺳﻘﻒ ﻫﺎ، ﺍﺳﻘﻒ ﻫﺎﯼ
ﺍﻋﻈﻢ ﺷﯿﮑﺎﮔﻮ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﺮﻭﺭ ﻭ ﺗﺒﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻝ ﮐﺎﭘﻦ ﺍﺳﺖ .

منبع : ﻭﯾﮑﯽ ﭘﺪﯾﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ . https://en.wikipedia.org/wiki/Julia_Petta
...........ادامه مطلب رو از دست ندید

سلام به تمامی دوستان

راستش این روزها کامنت هایی بدستم میرسه(جالب اینجاست از یکی دوستانمم پرسیدن راجبم) مبنی بر اینکه دخترم یا پسر؟ جنیفر اسم واقعیم هست یا نه ؟ یا اصلا چرا جنیفر؟

اگر بخوام وجه تسمیه اسمم رو بگم شاید خیلی طولانی تر از یک پست بشه و بی شک خوندنش از حوصله شما خارجِ و من هم نمیخوام وارد جزییات بشم. ولی همین بس بدونین که:

همه ما آدم ها ارزویی ها داریم و آرزوی من نوجوون هم سفر به امریکا بود.اون روزها با یکی از دختران فامیل که جنس آرزومون یکی بود.برای هم اسم انتخاب کردیم و این اسم ها یدک کش شد تا الان

روزی که خواستیم وب بزنیم در بلاگفا به پیشنهاد من به همون القاب وبمون رو راه انداختیم و بعد مدتی بلاگفا منهدم شد و من کوچ کردم اینجا و بخاطر اینکه دوستانم من رو به این اسم میشناختن بازم به اسم جنیفر پست زدم.

و هیچگاه به این فکر نکردم که با اسمم مخاطب جذب کنم و مطمئنم هر کسی در موردم چنین قضاوتی میکنه در اشتباه محض بسر می بره

البته کاملا بهتون حق میدم که راجب کسی که پست هاش رو می خونین و کامنت براش میذارین کنجکاو باشین و اینم میدونم مخاطبین وبم دارن عوض میشن و دوستای سابقم یا همون مافیایی هایی که شاید بعضی هاتون بشناسیدشون دیگه فعالیتی تو وب ندارن و یه جورایی اعلام بازنشستگی کردن و من امیدوارم تو ارتباطی که از طریق وبلاگ هست دوباره دوستایی به همون صمیمت دوستان مافیاییم برسم.

اینم درباره وب دعوت به تنهایی بلاگفا

کی بود که خالق دو تا بود


دو دختر از یک دیار و یک تبار


با دو دنیای متفاوت و رنگارنگ


تو جاده سرنوشت همیشه


رو در روی هم بودن ولی......


کور بودن و همدیگه رو به چشم نمیدیدن


تا اینکه یه روز به اجبار کنار هم نشستن


تو یک شب سرد زمستون


زیر آسمون پر ستاره خدا


چشم تو چشم شدن


و نگاه هم زندگی و رفاقت رو دیدن


و از اون شب


رویاهاشون


آرزوهاشون


افکار و علایقشون یکی شد


بقول بزرگترها تخم مرغ دو زرده شدن


و اما رویای رنگیشون سفر بود


یه سفر دو نفر به سرزمین آرزوهاشون


یکی دوست داشت بره ایتالیا و اسمش شد فلورنتا سانتینی


اون یکی عاشق امریکا بود شد جنیفر جفرسون


شاید رویاشون هیچوقت محقق نشه ولی


سقف آروزهاشون قد آسمون بلنده

ممنون از اینکه هستید

یک دنیا سپاس از تک تکتون

پی نوشت : عکس پروفایلم برادرزادم هستش اینجا اعلام کردم چون آمار سوالات راجبش خیلی زیاد بود حتی بیشتر از اسمم

سایت عاشقانه اسنوالون سایت عاشقانه اسنوالون
نمایش نظرات 1 تا 30

آرشیو

برچسب ها

  • 2

    داستان کوتاه

    مشاهده مطالب با برچسب داستان کوتاه

  • 2

    دیو

    مشاهده مطالب با برچسب دیو

  • 2

    خاطرات

    مشاهده مطالب با برچسب خاطرات

  • 2

    تاریخ

    مشاهده مطالب با برچسب تاریخ

  • 7

    جنیفر نوشت

    مشاهده مطالب با برچسب جنیفر نوشت

  • 1

    سپاه ابرهه

    مشاهده مطالب با برچسب سپاه ابرهه

  • 1

    قرآن

    مشاهده مطالب با برچسب قرآن

  • 1

    مکه

    مشاهده مطالب با برچسب مکه

دعوت به تنهایی

تنهایی قشنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به “هیـــــچکـــــس” نداری : ) 

صفحه نخست

مدیر سایت

جنیفر

نوشته های مدیر

آرشیو مطالب

لیست کامل مطالب سایت

آرشیو

با ما در تماس باشید

 

تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ است.

قالب : سایت عاشقانه اسنوالون

آمار سایت

  • بازدید کل:
  • بازدید امروز:
  • بازدید دیروز:
  • بازدید ماه قبل:
  • بازدید این ماه:
  • آخرین بازدید:
  • بروزرسانی:
  • تعداد مطالب:
  • نویسندگان:

میان هیاهوی مزرعه دنیا
مترسکی هستم که بی باکم از کلاغ ها
درد ندارد زخمی که بر سرم میزنن
مرهمم آن است که جایگاهش گنبد کبود است و بس
همانکه می گوییم یکی بود ، هیچکس نبود
از کنار مزرعه افکارم رد شدی
نگاهی بر من افکن
مرا ببین........
مرا ببین میان هیاهوی آدم نماها
رسوخ کن میان تار و پود وجودم
من همانی هستم که نامم مجازیست
دنیایم مجازیست
مرا لابه لای پست هایم بیاب
مرا از اعماق کامنتهایم بجوی
میخواهم واقعی باشم در دنیای دروغ مجازی
مرا بیاب........

موضوعات

نویسندگان

آخرین عناوین

با ما در ارتباط باشید و ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید

  •    مدیر سایت: جنیفر
  •   
  •    http://davat-b-tanhaee.mihanblog.com
  •    شعار سایت: تنهایی قشنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به “هیـــــچکـــــس” نداری : )
  •   
  •    فرم تماس با ما