تبلیغات
دعوت به تنهایی - سرنوشت ذهن من
برای مشاهده هر پست، روی آن کلیک کنید تا محتوای آن پست به نمایش درآید

سرنوشت ذهن من

نویسنده: جنیفر
یکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 02:30 ب.ظ مشاهده مطلب نظرات
    d9zu_8612550-9076-l.jpg

یک خودکار ، یک کاغذ و سیلی از واژه های رنگارنگ

چقدر غریبگی می کند با من آشنای دیروز

همانکه جوهرش ، جوهر فکرم بود و خطوط کج و معجوجش سیاهنوشته های ذهن پریشانم

محکم می گیرمش تا نلرزد تا نلغزد

محکم میگیرمش ولی مواظبم که نشکند

مبادا بترسد و دیگر ننویسد

او می ترسد یا من؟؟

او می لرزد یا من؟؟؟

او نمی نویسد یا من؟؟؟

چقدر نامانوس است میان انبوه انگشتانم

جنگ نابرابریست پنجیم در مقابل یک

تنش را له می کنم

پیروز میشوم

خط میکشم

تند و ودوار

زشت می شود صفحه سفید کاغذم

دهن کجی میکند افکارم به خطوط کودکانه ام

چیزی از خویش ندارم

حتی اندک واژه ای

من مانده ام ذهنی که پوچی ، روزهاست برده اش کرده

رهایش می کنم

باید آزاد باشد در دستان دیگری

باید انقلاب بیافریند

باید.............

من پاسدار خوبی برای جوهرش نیستم

من فقط یک زندانبانم

فقط..............


 این روزها خودکار انقد با من غریبه س که فراموش کردم روزگاری می نوشتم

سایت عاشقانه اسنوالون سایت عاشقانه اسنوالون
نمایش نظرات 1 تا 30

آرشیو

برچسب ها

  • 2

    دیو

    مشاهده مطالب با برچسب دیو

  • 7

    جنیفر نوشت

    مشاهده مطالب با برچسب جنیفر نوشت

  • 1

    قرآن

    مشاهده مطالب با برچسب قرآن

  • 2

    تاریخ

    مشاهده مطالب با برچسب تاریخ

  • 1

    سپاه ابرهه

    مشاهده مطالب با برچسب سپاه ابرهه

  • 1

    مکه

    مشاهده مطالب با برچسب مکه

  • 2

    خاطرات

    مشاهده مطالب با برچسب خاطرات

  • 2

    داستان کوتاه

    مشاهده مطالب با برچسب داستان کوتاه

دعوت به تنهایی

تنهایی قشنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به “هیـــــچکـــــس” نداری : ) 

صفحه نخست

مدیر سایت

جنیفر

نوشته های مدیر

آرشیو مطالب

لیست کامل مطالب سایت

آرشیو

با ما در تماس باشید

 

تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ است.

قالب : سایت عاشقانه اسنوالون

آمار سایت

  • بازدید کل:
  • بازدید امروز:
  • بازدید دیروز:
  • بازدید ماه قبل:
  • بازدید این ماه:
  • آخرین بازدید:
  • بروزرسانی:
  • تعداد مطالب:
  • نویسندگان:

میان هیاهوی مزرعه دنیا
مترسکی هستم که بی باکم از کلاغ ها
درد ندارد زخمی که بر سرم میزنن
مرهمم آن است که جایگاهش گنبد کبود است و بس
همانکه می گوییم یکی بود ، هیچکس نبود
از کنار مزرعه افکارم رد شدی
نگاهی بر من افکن
مرا ببین........
مرا ببین میان هیاهوی آدم نماها
رسوخ کن میان تار و پود وجودم
من همانی هستم که نامم مجازیست
دنیایم مجازیست
مرا لابه لای پست هایم بیاب
مرا از اعماق کامنتهایم بجوی
میخواهم واقعی باشم در دنیای دروغ مجازی
مرا بیاب........

موضوعات

نویسندگان

آخرین عناوین

با ما در ارتباط باشید و ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید

  •    مدیر سایت: جنیفر
  •   
  •    http://davat-b-tanhaee.mihanblog.com
  •    شعار سایت: تنهایی قشنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به “هیـــــچکـــــس” نداری : )
  •   
  •    فرم تماس با ما